Posts filed under 'انتخابات'
جوانان حامي خاتمي: عبدالله نوري كانديداي ماست
خرداد: سايتهاي فردا و ميزاننيوز اخباري از ديدار ستادهاي انتخاباتي حامي محمد خاتمي با عبدالله نوري منتشر كردهاند. اين ديدارها شامگاه روز دوشنبه برگزار شد و هدف از آن درخواست فعال شدن عبدالله نوري در فضاي انتخابات بود. “خرداد” به دليل جلوگيري از بروز هرگونه سوتفاهمي از انتشار خبر اين ديدار پرهيز كرده بود و اكنون نيز به اخبار ديگر سايتها كفايت ميكند. در ديدار اعضای بخش جوانان ستادهای محمد خاتمی شب گذشته با شيخ دربند از وزير دولت اصلاحات درخواست شد تا پيگير فعاليتهاي انتخاباتي باشد…..ادامه
اوس پیمان- نوری هم داره مسخره بازی در میاره . گذشت زمان یعنی چی ؟
اگر جنابعالی حمایت گسترده مردی نداشته باشه که تایید صلاحیت نمی شوی .
حمایت گسترده مردمی هم با این وقت تلف کردنها بدست نمی آید .
نوری اگر میخواهد بیاید باید تا قبل 18 فروردین اعلام حضور کند و بعد از آن مفید نخواهد بود و در اولین صحبت باید به طور آشکار بگوید اگر آمد و رد صلاحیت شد چه خواهد کرد . مسئولیت او تا کجاست ؟ تا رد صلاحیت یا بعد از آن در برابر نظامی که اجازه ریاست جمهوری به رئیس جمهور منتخب ملت نداده خواهد ایستاد و یا مثل گذشته سکوت خواهد کرد ؟. نوری انسان شجاعیست ولی شجاعت تنها کافی نیست . یک آدم تنبل شجاع بدرد نمی خورد . آدمی که ترجیح می دهد بگیرد بخوابد . نوری یک خوبی دارد . می گوید به من هزینه وارد کنی من دوبرابر هزینه را به خودت بر میگردانم همان کاری که در دادگاه کردم و خامنه ای از اینکه نوری را دادگاهی کرد و موجب چنان دفاعی شد پشیمان کرد . اما جناب نوری بعد از آن چیزی نشان نداد که ما بفهمیم مرد میدان مبارزه است و حاضر است در شرایط مختلف در صحنه باقی بماند . عبدالله نوری این چند ماه هم نشان داد که همه واقعیت را به مردم نمی گوید . نمی شود لاس انتخابات را با مردم زد و از پشت صحنه منتظر حمایت اصلاح طلبان ترسو ماند تا اگر ایشان حمایت کردند نوری بیاید . اگر نوری بخاطر ملت احساس وظیفه می کند بخاطر همین ملت باید بیایید و بداند که چنان حمایتی از او خواهد شد که تمام این احزاب اصلاح طلب غیر محبوب مثل مشاکرت و سازمان مجاهدین را شگفت زده خواهد کرد چنان که همگی به نوری خواهند پیوست ولی اگر میخواهد ملت را معطل معامله پشت پرده با این احزاب غیر محبوب که حتی نتوانستند در زمان تنفر مردم از احمدی نژاد نماینده به مجلس فرستند، بکند باید بداند که در واقع به مانند یک فرد کار نابلد رفتار کرده است و از ضعف استراتژی در این فضا رنج می برد که خیال کرده حمایت مشارکت و احزاب اصلاح طلب اهمیت دارد . خیال نوری را راحت می کنم . حزب غیر محبوب برای اینکه زنده بماند به تو نیاز دارد نه تو به آنها . جنابعالی وارد صحنه بشو اولین میتینگ را با حضور بیست هزار نفر در تهران برگزار کن تمام این احزاب که خودت را معطل ایشان کرده ای به سراغت می آیند و یک پارچه از شما حمایت می کنند .
نوری هم داره مسخره بازی در میاره . گذشت زمان یعنی چی ؟
فرزام - پیمان عزیز من هم با شما موافقم و هم با نوری.
بعد از انصراف خاتمی شوک شدیدی به فضای سیاسی وارد شده و هراقدام عجولانه ای می تواند واکنش احساسی گروهها را در پی داشته باشد.
ببینید نوری بهترین گزینه “ممکن” است نه بهترین گزینه “مطلق”. ما از نوری بهتر هم داریم ولی مهم بود کسی وجود داشته باشد که هم مدیری توانمند و شجاع باشد هم مطالبات اصلی مردم را پیگیری کند و هم از طرف احزاب طرد نشود. اگر نوری تعلل نکند(و خیلی هم عجولانه عمل نکند) می تواند حمایت بدنه مجاهدین و مشارکت را کسب کند و جنبش دانشجویی هم که از جان و دل با نوری است. جبهه ملی هم همینطور. همین ها ابزار فشار خواهند بود برای مبارزه مدنی و عجولانه عمل نکردن را تایید می کنم اما تعلل کردن را نه چون وقت نداریم
جنابعالی وارد صحنه بشو اولین میتینگ را با حضور بیست هزار نفر در تهران برگزار کن
پبمان اگر نوری آمد باید بدانیم که تشکیل این مراسم که ضروری هم هست وظیفه من و تو و ماست. مصالحه طلبان همه تلاش خود را کردند تا نوری را بایکوت کنند و کردند. ببین اینها محبوبیت ندارند اما جنبش مردمی سال 76 به اینها قدرت اثرگذاری سیاسی داد هرچند که آنها از آن جنبش مردمی جدا شدند اما همچنان نان همان قدرت را می خورند.
نمیشود قدرت رسانه های اصلاح طلب را انکار کرد و از طرفی بسیار مهم است در شروع کار همه ما با همه توان نوری را به عمق جامعه ببریم. آنجاست که احزاب تسلیم خواهند شد. سران دوم خردادی نوری را نمی خواهند چون می دانند نوری به آنها سهمی نمی دهد
اوس پیمان- فرزام نکته ماجرای نوری به این صورت است :
نوری چرا می آید ؟
می آید که رئیس جمهور شود ؟
ما میخواهیم آینده خیلی بهتری از الان داشته باشیم و این با ریاست جمهوری نوری محقق می شود . همچنین با کنار زدن استبداد و برقراری دموکراسی نیز آینده ای خیلی بهتر از الان خواهیم داشت .
نوری باید بیاید که رئیس جمهور شود و در صورت ممانعت حاکمیت ، رهبری جنبشی که به واسطه فضای انتخابات بوجود آمد را بر عهده بگیرد تا خواست را به حاکمیت تحمیل کند و حتی در صورت لزوم حکومتی که حاضر به پذیرش رئیس جمهور ملت نیست را کنار بزند .
جالب اینکه شانس تایید صلاحیت نوری تنها با پذیرش این نقش است که بالا می رود . یعنی شاید نوری خیال کند با پذیرش این نقش و اشاره واضح به این نقش شانس تایید صلاحیتش کاهش می یابد اما شناخت من از وضعیت می گوید تایید صلاحیت نوری هیچ ربطی به موضع گیری های آینده او نخواهد داشت زیرا حاکمیت از الان تصمیم خود را گرفته است و تنها چیزی که می تواند این تصمیم را به مورد تایید صلاحیت نوری تغییر دهد ایحاد یک جنبش بزرگ و مشهود در پشت نوری است چنان که سفرهای تبلیغاتی نوری و میتینگ های او از همه نامزد ها شلوغ تر شود .
این تنها جایست که می توان حاکمیت را وادار به تسلیم کرد .
اما نکته این است که این جمعیت برای نوری به آن با شکوهی که حاکمیت را تسلیم کند فراهم نمی شود .
چرا فراهم نمی شود ؟
آیا مردم نوری را دوست ندارند ؟
نه خیر . مردم نوری را دوست دارند اما چون اکثریت مردم احتمال رد صلاحیت نوری را می دهند و از طرفی می بینند که حمایت از نوری بعد از رد صلاحیت او بی برنامه خواهد ماند و نوری برنامه ای برای فردای رد صلاحیت اعلام نمی کند در این حمایت خود امیدی نمی بینند و خود به خود اکثریت سرد می شوند و به صحنه نمی آیند .
نوری برای به صحنه آوردن مردم و ایجاد یک جنبش بزرگ باید از فضای آزادتر انتخابات استفاده کند و راهکار رسیدن به دموکراسی در ایران را ارائه دهد و به وضوح به مردم بگوید که من به پشتوانه شما رئیس جمهور خواهم شد و حتی شورای نگهبان نیز حق ندارد جلوی خواست ملت را بگیرد و اگر بخواهد این کار را بکند ما نمی گذاریم . مردم باید بفهمند که واقعا دارد اتفاقی می افتد آنگاه به صحنه می آیند و در استقبالی بی نظیر از نوری حمایت می کنند . و به واسطه همین نمایش حضور ، حاکمیت ناچار به تایید صلاحیت نوری خواهد شد و یا باید هزینه این رد صلاحیت که از پیش به او اخطار داده شده است را بپردازد .
نوری با تغییر دیالوگ خود حتی اگر کلمه به کلمه سخنان رهبر را تکرار کند تایید صلاحیت نخواهد شد . او تنها شانسی که دارد این است که گفتمانی را برقرار کند که مردم را خیلی بیشتر از جمعیتی که به استقبال خاتمی در شیراز آمدند به صحنه بیاورد .
این حضور با وقت تلف کردن محقق نخواهد شد .
پیش بینی من این است که نوری چنین وظیفه ای را به عهده نخواهد گرفت و حاضر نیست در چنین میدانی با این سبکی که من گفتم وارد شود پس در نهایت من زیاد امیدی ندارم .به عنوان مثال آیا نوری حاضر است فردای رد صلاحیت همان کاری را بکند که در انقلاب های مخملی و نرم چند سال اخیر جهان بعد از ادعای تقلب در انتخابات نامزد شکست خورده کردند و مردم را به صحنه آوردند ؟ . به صحنه آوردن مردم در این فضا به واسطه جلب توجه یک پارچه کشور به موضوع انتخابات و اجماع بر روی یک شخص به عنوان رهبر خیلی ساده تر از باقی زمانهاست و امکان موفقیت بسیار بالاتری دارد . نوری باید نشان دهد که خط قرمزی ندارد . در جاهای دیگر دنیا به نامزد ها بازی دادند و رای گیری شد و شکست خوردند و با ادعای تقلب انقلاب کردند .
چطور ما نمی توانیم با رد صلاحیت که حق بیشتری را برای چنین عملی به ما می دهد وارد صحنه شویم . قدرت این عمل در زمان انتخابات و تنها در این زمان با ما خواهد بود و ما موفق خواهیم شد .
به عنوان مثال آیا نوری حاضر است فردای رد صلاحیت همان کاری را بکند که در انقلاب های مخملی و نرم چند سال اخیر جهان بعد از ادعای تقلب در انتخابات نامزد شکست خورده کردند و مردم را به صحنه آوردند ؟
فرزام- نه نوری و نه هیچ فرد محبوب دیگری “نباید” این کار را بکند. انقلاب نرم در صورتی که به پشتوانه شبکه زنجیره شده تشکل های مدنی نباشد هرگز نمی تواند به دموکراسی ختم بشود و ما تا جامعه مدنی فاصله زیادی داریم. یعنی در مبارزه مدنی هم نظر من اینست که بین انقلاب نرم و گرفتن امتیازهای کلان برای اعمال تغییرات بنیادین باید دومی را انتخاب کرد و نباید به سمتی رفت که سیستم به سمت فروپاشی برود.
پیمان عزیز دموکراسی یک محصول فرهنگی است نه یک بسته سیاسی. اما ما هنوز درکی از فرهنگ مشارکت های مدنی که فرهنگ زیرساخت دموکراسی و جامعه مدنی است نداریم. ما هنوز با حقوق خود به عنوان بشر آشنا نیستیم(و چطور می توانیم از زنی که تمکین را وظیفه خود می داند توقع داشته باشیم در انتخابات آزاد پارامترهای حقوق بشری را در انتخاب خود دخیل کند؟) و …
دموکراسی در بسته سیاسی ما را حداکثر به عراق ختم می کند و من معتقدم باید قدم به قدم و در یک پروسه منظم هم فرهنگ سازی کرد و هم اصلاحات ساختاری را به تدریج اعمال کرد. یکی از کارکردهای مهم نهادهای مدنی هم همین فرهنگ سازی است
اوس پیمان -مخالفم . این چیزی که میگویی پیچیده کردن بی خود قضیه است . من یک فرمول دارم و این جواب میدهد . من می گویم اگر ملتی بتواند به نام دموکراسی دیکتاتوری را بر اندازی کند به دموکراسی خواهد رسید . اگر به نام دموکراسی دیکتاتوری را کنار زدیم به دموکراسی خواهیم رسید و بعد می توانیم به فکر آن فرهنگ سازی و بستر سازی هایی که تو گفتی باشیم . اینکه بگوییم زندگیمون را معطل فرهنگ سازی و کارهای ریشه ای بکنیم و اگر زورمان رسید یدکتاتوری را کنار نزنیم و یواش یواش پیش برویم کاملا غلط است . ما اکنون آماده نیستیم نه به دلیل اینکه اگر دیکتاتوری را کنار بزنیم موفق نخواهیم شد بلکه نشانه آماده نبودن ما همان است که در کنار زدن دیکتاتوری به نام دموکراسی موفق نیستیم . ملیتی که موفق شود مطمئن باش آماده است . قضیه را پیچیده نکنید . ملت ایران همانقدر شایستگی دموکراسی دارد که فرانسه و آمریکا دارد . ما در فضای خفقان نمی توانیم به ملت آموزش دموکراسی و آموزش های فرهنگی مناسب بدهیم . باید کار را تمام کرد بعد به فکر این آموزش ها افتاد . اولویت سرنگونی دیکتاتوری است نه به معنای انقلاب های کلاسیک که قرار است خون ریزی کند یا قرار است کل ساختار ها را نابود کند و ساختار نویی را جایگزین کند . بلکه به معنی اینکه نماد دیکتاتوری باید برود و هر چه از گذشته می تواند خود را با دموکراسی سازگار کند اشکالی ندارد که باقی بماند.
Add comment مارس 24, 2009